خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق و وابستگی روحی به معشوق است. شاعر از عشق به عنوان منبع آزادی در بندگی یاد میکند و از بیداد و داد در عشق سخن میگوید. متن پر از تضادهای معنایی مانند آباد و ویران، بندگی و آزادی، داد و بیداد است که نشاندهندهی حالات پیچیدهی عاشقانه و عرفانی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از تضادها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۱ - ای زتو خرّم دل آباد ما
ای زتو خرّم دل آباد ما
وز تو غمگین خاطر ناشاد ما ۱
عشق تو آزادی در بندگی
بندهٔ تو گردن آزاد ما ۲
ای گشاد بندهای بسته تو
بستهٔ تو بند ما در زاد ما ۳
ای زتو آباد دلهای خراب
وی زتو ویران دل آباد ما ۴
ای که هستی در دل ما روز و شب
وقت جوش لطف میکن یاد ما ۵
داد تو بر عاشقان بیداد کرد
داد بیداد تو آخر دادما ۶
دادما بیداد مااز داد تست
ای اسیر داد تو بیداد ما ۷
شکوه ها داریم از بیداد خود
داد ما ده داد ما ده داد ما ۸
از تو میجوئیم در عشقت مدد
ای زتو در هر غم استمداد ما ۹
فیض ا زتو هم پناه آرد بتو
ا ی بتو خوش خاطر ناشاد ما ۱۰
وز تو غمگین خاطر ناشاد ما ۱
عشق تو آزادی در بندگی
بندهٔ تو گردن آزاد ما ۲
ای گشاد بندهای بسته تو
بستهٔ تو بند ما در زاد ما ۳
ای زتو آباد دلهای خراب
وی زتو ویران دل آباد ما ۴
ای که هستی در دل ما روز و شب
وقت جوش لطف میکن یاد ما ۵
داد تو بر عاشقان بیداد کرد
داد بیداد تو آخر دادما ۶
دادما بیداد مااز داد تست
ای اسیر داد تو بیداد ما ۷
شکوه ها داریم از بیداد خود
داد ما ده داد ما ده داد ما ۸
از تو میجوئیم در عشقت مدد
ای زتو در هر غم استمداد ما ۹
فیض ا زتو هم پناه آرد بتو
ا ی بتو خوش خاطر ناشاد ما ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰ - هر که آگه شد از فسانهٔ ما
گوهر بعدی:غزل ۳۲ - اشکهای گرم ما و آههای سرد ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.