خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن عرفانی و فلسفی بر اهمیت شناخت حقیقت و رسیدن به مقام قرب الهی تأکید دارد. شاعر بیان میکند که تنها آگاهان و اهل دل میتوانند به حقیقت وجودی ما پی ببرند و دیگران از درک آن عاجزند. همچنین، به رابطهٔ عاشقانه و اخلاص در مسیر عرفان اشاره شده و تأکید میشود که پناهگاه واقعی تنها درگاه حق است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر بدون راهنمایی مناسب، پیچیده و نامفهوم باشد.
غزل ۳۰ - هر که آگه شد از فسانهٔ ما
هر که آگه شد از فسانهٔ ما
عاقبت پی برد بخانهٔ ما ۱
آنکه جوید نشان نشان نبرد
بی نشانی بود نشانهٔ ما ۲
بگذراند زعرش هر که نهد
سرطاعت بر آستانهٔ ما ۳
توسن چرخ را بدین شوکت
رام کرده است تازیانهٔ ما ۴
نرسد دست کوته همت
که بلندست آشیانهٔ ما ۵
قدر ما را کسی نمیداند
غیرآن صاحب زمانهٔ ما ۶
همه عالم اگر شود دشمن
ما و آن دوست یگانهٔ ما ۷
هر که با ما بسر برد نفسی
داند او عیش جاودانهٔ ما ۸
هر که را وصل ما بچنگ آید
هوش بربایدش چغانهٔ ما ۹
غیر درگاه ما پناهی نیست
سرخلقی و آستانه ما ۱۰
کار و استاد و کار گه مائیم
غیرمانیست کار خانهٔ ما ۱۱
همه ما و بهانهٔ اغیار
کو کسی بشکند بهانهٔ ما ۱۲
دام پیدا و دانه ناپیدا
غیب بینست مرغ دانهٔ ما ۱۳
از سر اهل رباید هوش
دم مزن فیض از فسانهٔ ما ۱۴
عاقبت پی برد بخانهٔ ما ۱
آنکه جوید نشان نشان نبرد
بی نشانی بود نشانهٔ ما ۲
بگذراند زعرش هر که نهد
سرطاعت بر آستانهٔ ما ۳
توسن چرخ را بدین شوکت
رام کرده است تازیانهٔ ما ۴
نرسد دست کوته همت
که بلندست آشیانهٔ ما ۵
قدر ما را کسی نمیداند
غیرآن صاحب زمانهٔ ما ۶
همه عالم اگر شود دشمن
ما و آن دوست یگانهٔ ما ۷
هر که با ما بسر برد نفسی
داند او عیش جاودانهٔ ما ۸
هر که را وصل ما بچنگ آید
هوش بربایدش چغانهٔ ما ۹
غیر درگاه ما پناهی نیست
سرخلقی و آستانه ما ۱۰
کار و استاد و کار گه مائیم
غیرمانیست کار خانهٔ ما ۱۱
همه ما و بهانهٔ اغیار
کو کسی بشکند بهانهٔ ما ۱۲
دام پیدا و دانه ناپیدا
غیب بینست مرغ دانهٔ ما ۱۳
از سر اهل رباید هوش
دم مزن فیض از فسانهٔ ما ۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹ - تجلی چون کند دلبر کنم شکران تجلی را
گوهر بعدی:غزل ۳۱ - ای زتو خرّم دل آباد ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.