خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، جوانی به عیادت معشوق طوسی میرود و فاتحه میخواند. معشوق به او میگوید که همه چیز از آنِ خداست و بندگی و فروتنی در برابر خداوند ضروری است. سپس اشاره میشود که خداوند در قالب انسان دمید و بندگی را در خداوندی کشید، که باعث شور و آشوب در جهان شد. این متن بر مفاهیم عرفانی، بندگی و توحید تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای پیچیده، فهم آن را نیازمند سطحی از بلوغ فکری و ادبی میکند.
الحكایة و التمثیل
شد مگر معشوق طوسی ناتوان
در عیادت رفت پیشش یک جوان ۱
فاتحه آغاز کرد آنجایگاه
تا دمد بادی بران مجنون راه ۲
گفت اگر دادم بخواهی داد تو
چون بخوانی بر حق افکن داد تو ۳
هیچ درخور نیست این درویش را
جمله او را بایدم نه خویش را ۴
هرچه هست و بود خواهد بود نیز
هست اورا جمله زیبا و عزیز ۵
نقد بود آنجا همه چیزی ولیک
بندگی و ذل میبایست نیک ۶
لاجرم در قالب آدم دمید
بندگی رادر خداوندی کشید ۷
شور در بازار عالم اوفکند
جملهٔآفاق در هم اوفکند ۸
صد جهان بد پر خداوندی بزور
از جهان بندگی برخاست شور ۹
در عیادت رفت پیشش یک جوان ۱
فاتحه آغاز کرد آنجایگاه
تا دمد بادی بران مجنون راه ۲
گفت اگر دادم بخواهی داد تو
چون بخوانی بر حق افکن داد تو ۳
هیچ درخور نیست این درویش را
جمله او را بایدم نه خویش را ۴
هرچه هست و بود خواهد بود نیز
هست اورا جمله زیبا و عزیز ۵
نقد بود آنجا همه چیزی ولیک
بندگی و ذل میبایست نیک ۶
لاجرم در قالب آدم دمید
بندگی رادر خداوندی کشید ۷
شور در بازار عالم اوفکند
جملهٔآفاق در هم اوفکند ۸
صد جهان بد پر خداوندی بزور
از جهان بندگی برخاست شور ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:الحكایة و التمثیل
گوهر بعدی:الحكایة و التمثیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.