خلاصه و ردهبندی سنی
16+
مردی نامدار نزد شیخی میرود و از بیخویشتنی و دوری از عبودیت و ربوبیت شکایت میکند. او احساس میکند در میانهی این دو حالت مانده و راه چاره را نمیداند. شیخ پاسخ میدهد که برای درک این مسئله، باید از علم و عمل فراتر رفت و به لوح ازل نگریست.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، نیاز به درک نسبی از مسائل وجودی و معنوی دارد که معمولاً در سنین پایینتر کمتر توسعه یافته است.
الحكایة و التمثیل
پیش شیخی رفت مردی نامدار
از سر بی خویشئی بگریست زار ۱
گفت سیرم از عبودیت همی
وز ربوبیت بمن نرسد دمی ۲
ماندهام بی این و بی آن من مدام
چون کنم گفتا که سر می زن مدام ۳
این سخن را گر محل آید پدید
از سر علم و عمل آید پدید ۴
چشم باید داشت بر لوح ازل
چند دارم چشم بر علم و عمل ۵
از سر بی خویشئی بگریست زار ۱
گفت سیرم از عبودیت همی
وز ربوبیت بمن نرسد دمی ۲
ماندهام بی این و بی آن من مدام
چون کنم گفتا که سر می زن مدام ۳
این سخن را گر محل آید پدید
از سر علم و عمل آید پدید ۴
چشم باید داشت بر لوح ازل
چند دارم چشم بر علم و عمل ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:الحكایة و التمثیل
گوهر بعدی:الحكایة و التمثیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.