خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از عشق و مستی سخن میگوید و بیان میکند که چگونه عشق و شراب، جان او را سبک و شاد کردهاند. او از لذت نوشیدن شراب و تأثیر آن بر روح و روان خود سخن میگوید و اشاره میکند که این لذت از هر چیز دیگری برایش مهمتر است.
این متن حاوی مفاهیم عرفانی و اشاره به مصرف شراب است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد. همچنین، درک عمیق مفاهیم عرفانی و شاعرانه آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۱۰۲۹ - جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر
جان بر کَفِ خود داری ای مونِسِ جانْ زوتَر
من نیکْ سَبُک گشتم آن رَطْلِ گِرانْ زوتَر ۱
از باده بَسی ساغَر فَربه کُنِ هر لاغَر
هر چند سَبُک دستی ای دست ازانْ زوتَر ۲
ای بر دَر و بامِ تو از لَذَّتِ جامِ تو
جانها به صَبوح آیند من از هَمگانْ زوتَر ۳
سودایِ تو میآرَد زان میْ که نه قَی آرَد
از سینه به چَشم آید از نورِ عِیانْ زوتَر ۴
من نیکْ سَبُک گشتم آن رَطْلِ گِرانْ زوتَر ۱
از باده بَسی ساغَر فَربه کُنِ هر لاغَر
هر چند سَبُک دستی ای دست ازانْ زوتَر ۲
ای بر دَر و بامِ تو از لَذَّتِ جامِ تو
جانها به صَبوح آیند من از هَمگانْ زوتَر ۳
سودایِ تو میآرَد زان میْ که نه قَی آرَد
از سینه به چَشم آید از نورِ عِیانْ زوتَر ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۲۸ - ذاتت عسل است ای جان گفتت عسلی دیگر
گوهر بعدی:غزل ۱۰۳۰ - نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.