خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از نادانی و بیتوجهی مردم نسبت به سخنانش شکایت میکند و از خدا میپرسد که در برابر این رفتارها چه باید کرد. او احساس میکند که حرفهایش شنیده نشده و در نهایت به این نتیجه میرسد که باید صبر کرد و دید که در آینده چه اتفاقی میافتد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، لحن شکایتآمیز و ناامیدی موجود در شعر ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
شماره ۳۲ - یا رب ز خور و خفت چه میباید دید
یا رب ز خور و خفت چه میباید دید
وز تهمت پذرفت چه میباید دید ۱
بسیار بگفتم و نمیداند کس
تا خود پس ازین گفت چه میباید دید ۲
وز تهمت پذرفت چه میباید دید ۱
بسیار بگفتم و نمیداند کس
تا خود پس ازین گفت چه میباید دید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱ - دل میبینم عاشق وآشفته ازو
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - تا بود مجال گفت، جان، دُرها سفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.