خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر با دیدن روی دلدار که مانند آفتاب میدرخشد، احساس میکند که تمام اسرار در یک لحظه آشکار شدهاند. او قصد داشت همه چیز را در قالب عبارت بیان کند، اما وقتی کار از کار گذشت، مانند ذرهای گنگ و بیصدا شد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیقتر شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۳۰ - تا روی چو آفتاب دلدار بتافت
تا روی چو آفتاب دلدار بتافت
در یک تابش جملهٔ اسرار بتافت ۱
گفتم:همه کار در عبارت آرم
خود گنگ شدم چو ذرهای کار بتافت ۲
در یک تابش جملهٔ اسرار بتافت ۱
گفتم:همه کار در عبارت آرم
خود گنگ شدم چو ذرهای کار بتافت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - تا کی سخن لطیف نیکو گویم
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - دل میبینم عاشق وآشفته ازو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.