خلاصه و ردهبندی سنی
14+
شمع از سوزش و رنج خود میگوید و از اینکه چگونه اشکها در این آتش تیز نمیسوزند، تعجب میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به رنج و سوزش نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷ - شمع آمد و گفت: آمده جانم به لب است
شمع آمد و گفت: آمده جانم به لب است
باکشتن روزم این همه سوز شب است ۱
زین آتش تیز در عجب ماندهام
تا اشک چگونه مینسوزد عجب است ۲
باکشتن روزم این همه سوز شب است ۱
زین آتش تیز در عجب ماندهام
تا اشک چگونه مینسوزد عجب است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶ - شمع آمد و گفت: تا تنم زنده بود
گوهر بعدی:شماره ۸ - شمع آمد و گفت: از تنِ سرکشِ خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.