خلاصه و ردهبندی سنی
14+
شمع از زندگی خود میگوید که در تمام عمرش در آتش سوزان بوده و شاید کسی او را با چشمان گریان دیده باشد. او تعجب میکند که چرا مردم از سوختن و نابودی او میخندند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و تمثیلی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، زبان و ساختار آن برای مخاطبان با سطح درک بالاتر مناسب است.
شماره ۶ - شمع آمد و گفت: تا تنم زنده بود
شمع آمد و گفت: تا تنم زنده بود
جان بر سرِ من آتشِ سوزنده بود ۱
شاید که مرا دیدهٔ گرینده بود
تا ازچه ز سرْ بریدنم خنده بود ۲
جان بر سرِ من آتشِ سوزنده بود ۱
شاید که مرا دیدهٔ گرینده بود
تا ازچه ز سرْ بریدنم خنده بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵ - شمع آمد و گفت: این چه عذاب است مرا
گوهر بعدی:شماره ۷ - شمع آمد و گفت: آمده جانم به لب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.