خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم فراق یار خود مینالد و اشکهای فراوانی میریزد. او خود را مانند شمعی میداند که از سوختن قلبش میسوزد و در هر کاری مانند شمع با سر به پایان میرسد.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند سوختن شمع نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۳ - در اشک خود از فرقت آن یار که بود
در اشک خود از فرقت آن یار که بود
غرقه شدم از گریهٔ بسیار که بود ۱
چون کار من سوخته دل سوختن است
با سر بردم چو شمع هر کار که بود ۲
غرقه شدم از گریهٔ بسیار که بود ۱
چون کار من سوخته دل سوختن است
با سر بردم چو شمع هر کار که بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲ - پیوسته کتاب هجر میخواهم خواند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴ - گفتم:جانا! عهد و قرارت این است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.