خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم و اندوهی میگوید که چنان شدید است که جسم و جوهر را از بین میبرد. راه و رهرو و رهبر همه محو میشوند و شاعر مانند شمعی است که با سوختن و رسیدن به پایان راه، سرش (وجودش) از بین میرود.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده مانند «شمع» و «راه» برای نوجوانان کمسنتر ممکن است دشوار باشد.
شماره ۲۰ - در راه غمِ تو جسم و جوهر بنماند
در راه غمِ تو جسم و جوهر بنماند
ره محو شد و رهرو و رهبر بنماند ۱
من راه چگونه گیرم از سرکه چو شمع
تا راه به پای برده شد سر بنماند ۲
ره محو شد و رهرو و رهبر بنماند ۱
من راه چگونه گیرم از سرکه چو شمع
تا راه به پای برده شد سر بنماند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹ - آن دل که چو موم نرمم آمدبی تو
گوهر بعدی:شماره ۲۱ - جان بر گرهِ زلفِ تو آموخته گیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.