خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از درد فراق و سوختن دل در غیبت معشوق میگوید و احساس شرم و ذلت خود را بیان میکند. او خود را به شمعی تشبیه میکند که در آتش عشق میسوزد و آب میشود.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند درد فراق و سوختن عاشقانه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹ - آن دل که چو موم نرمم آمدبی تو
آن دل که چو موم نرمم آمدبی تو
از بس که بسوخت شرمم آمد بی تو ۱
تادیدهام از دور تُرا شمع توام
زان در دهن آب گرمم آمد بی تو ۲
از بس که بسوخت شرمم آمد بی تو ۱
تادیدهام از دور تُرا شمع توام
زان در دهن آب گرمم آمد بی تو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - ای کاش هزار موی بشکافتمی
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - در راه غمِ تو جسم و جوهر بنماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.