خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از صبح میخواهد که نخندد و نپسندد، زیرا او نگران است که امشب به روز تبدیل شود. او از صبح میپرسد که تا کی بر بامداد خواهد دمید.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و موضوعات مرتبط با گذر زمان مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۲۱ - ای صبح! مدم، مخند و مپسند آخر
ای صبح! مدم، مخند و مپسند آخر
یک روز لب از خنده فرو بند آخر ۱
من میگریم که امشبی روز مشو
تو بر دَمِ بامداد تا چند آخر ۲
یک روز لب از خنده فرو بند آخر ۱
من میگریم که امشبی روز مشو
تو بر دَمِ بامداد تا چند آخر ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - تا کی ز شبِ دراز گریان گردم
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - ای صبح! چو دیدی بر من سیم تنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.