خلاصه و ردهبندی سنی
12+
شاعر از صبح میخواهد با خنده لبهایش را بگشاید تا او را از تاریکی شب نجات دهد. او اشاره میکند که چون صبح مانند خورشید در دل خود آتش دارد، اگر دمش گرم باشد، جای تعجب نیست.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان کمسال قابل درک نباشد، اما نوجوانان و بزرگسالان میتوانند از زیبایی و عمق آن لذت ببرند.
شماره ۱۹ - ای صبح دمی به خنده بگشای لبی
ای صبح دمی به خنده بگشای لبی
تا باز رهم من از چنین تیره شبی ۱
چون از خورشید در دل آتش داری
گر درگیرد دَمِ تو نَبْوَد عجبی ۲
تا باز رهم من از چنین تیره شبی ۱
چون از خورشید در دل آتش داری
گر درگیرد دَمِ تو نَبْوَد عجبی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - ای شب تو طریقِ زلفِ جانان داری
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - تا کی ز شبِ دراز گریان گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.