خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

در این متن، شاعر از جدایی یار خود در شب و آمدن صبح با خنده‌ای بر لب یار سخن می‌گوید. شب با رفتن ستاره‌ها از چشم شاعر به پایان می‌رسد و صبح با خنده‌ای از لب یار آغاز می‌شود.

این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۵ - دوش از برِ من یار گریزان میرفت

دوش از برِ من یار گریزان میرفت
ناکرده صبوح صبح خیزان میرفت ۱

صبح از لبِ او خنده زنان میآمد
شب از چشمم ستاره ریزان میرفت ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۴۶۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴ - ای صبح مرا به صد عذاب اندازی
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - ای صبح اگر عزیمتِ خنده کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.