خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و طبیعت سخن میگوید. بلبل به عنوان نماد عشق و طبیعت، از عشق شکرریز و جانفزا سخن میگوید. شاعر از رنگ رخ یار، لالهزار، نسرین و گل صحبت میکند و به دنبال پنهان کردن راز عشق است. همچنین، از ذرهها و کوهها به عنوان نمادهایی برای بیان مفاهیم عرفانی و فلسفی استفاده میشود.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد.
غزل ۹۴۴ - به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید
به باغْ بُلبُل از این پَسْ نَوایِ ما گوید
حَدیثِ عشقِ شِکَرریزِ جانْ فَزا گوید ۱
اگر زِ رنگِ رُخِ یارِ ما خَبَر دارد
زِ لاله زار و زِ نَسرین و گُل چرا گوید؟ ۲
زِ راهِ غَیرت گوید که تا بِپوشانَد
رَها کُند سَرِ چَشمه حَدیثِ پا گوید ۳
که پاره پاره به تدریجْ ذَرِه کُهْ گردد
فَنا شود کُهْ اگر تُند و بر وِلا گوید ۴
کُهی که ذَرّه بُوَد پیشِ او دو صد کُهِ قاف
دَوانْ دَوان شود آن دَم که او بیا گوید ۵
چو گوشِ کوه شنید آن بیایِ فَرُّخِ او
به سَر بِیایَد و لَبَّیکْ را دو تا گوید ۶
به حَقِّ گُلْشَنِ اِقْبالْ کَنْدَرو مَستی
چو گُل خَموش که تا بُلبُلَت ثَنا گوید ۷
حَدیثِ عشقِ شِکَرریزِ جانْ فَزا گوید ۱
اگر زِ رنگِ رُخِ یارِ ما خَبَر دارد
زِ لاله زار و زِ نَسرین و گُل چرا گوید؟ ۲
زِ راهِ غَیرت گوید که تا بِپوشانَد
رَها کُند سَرِ چَشمه حَدیثِ پا گوید ۳
که پاره پاره به تدریجْ ذَرِه کُهْ گردد
فَنا شود کُهْ اگر تُند و بر وِلا گوید ۴
کُهی که ذَرّه بُوَد پیشِ او دو صد کُهِ قاف
دَوانْ دَوان شود آن دَم که او بیا گوید ۵
چو گوشِ کوه شنید آن بیایِ فَرُّخِ او
به سَر بِیایَد و لَبَّیکْ را دو تا گوید ۶
به حَقِّ گُلْشَنِ اِقْبالْ کَنْدَرو مَستی
چو گُل خَموش که تا بُلبُلَت ثَنا گوید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۴۳ - نماز شام چو خورشید در غروب آید
گوهر بعدی:غزل ۹۴۵ - ندا رسید به جانها که چند میپایید؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.