خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به مفاهیم عرفانی و فلسفی مانند مرگ، زندگی، نفس، و تفاوت دیدگاهها نسبت به جهان میپردازد. شاعر از خاک شدن و تبدیل شدن به عناصر مختلف طبیعت سخن میگوید و به این موضوع اشاره میکند که همه چیز در نهایت به یک اصل بازمیگردد. همچنین، تفاوت دیدگاهها نسبت به بهشت و دوزخ و نقش نفس در شکلگیری اعتقادات مختلف را بررسی میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم انتزاعی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوان تر پیچیده و نامفهوم باشد.
غزل ۹۴۱ - ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود
زِ بَعدِ خاک شُدن یا زیان بُوَد یا سود
به نَقدْ خاک شَوَم بِنْگَرَم چه خواهد بود ۱
به نَقدْ خاکْ شُدن کارِ عاشقان باشد
که راهِ بَند شِکَستن خدایِشان بِنِمود ۲
به اَمرِ مُوْتُوا مِن قَبْلِ اَنْ تَمُوتُوا ما
کُنیم هَمچو مُحمَّد غَزایِ نَفْسِ جُهود ۳
جُهود و مُشرک و تَرسا نتیجه نَفْس است
زِ پُشک باشد دودِ خَبیث نی از عود ۴
شود دَمی همه خاک و شود دَمی همه آب
شود دَمی همه آتش شود دَمی همه دود ۵
شود دَمی همه یار و شود دَمی همه غار
شود دَمی همه تار و شود دَمی همه پود ۶
به پیشِ خَلْق نِشَسته هزار نَقْش شود
وَلیک در نَظَرِ تو نه کَم شود نه فُزود ۷
به پیشِ چَشمِ مُحمَّد بهشت و دوزخْ عین
به پیشِ چَشمِ دِگَر کَس مُسَتَّر و مَغْمود ۸
مُذَلَّل است قُطوفِ بهشت بر احمد
که کرد دستْ دراز و ازان بِخواست رُبود ۹
که تا دَهَد به صَحابه وَلیک آن بِگُداخت
شُد آب در کَفَش ایرا نبود وَقتِ نِمود ۱۰
به نَقدْ خاک شَوَم بِنْگَرَم چه خواهد بود ۱
به نَقدْ خاکْ شُدن کارِ عاشقان باشد
که راهِ بَند شِکَستن خدایِشان بِنِمود ۲
به اَمرِ مُوْتُوا مِن قَبْلِ اَنْ تَمُوتُوا ما
کُنیم هَمچو مُحمَّد غَزایِ نَفْسِ جُهود ۳
جُهود و مُشرک و تَرسا نتیجه نَفْس است
زِ پُشک باشد دودِ خَبیث نی از عود ۴
شود دَمی همه خاک و شود دَمی همه آب
شود دَمی همه آتش شود دَمی همه دود ۵
شود دَمی همه یار و شود دَمی همه غار
شود دَمی همه تار و شود دَمی همه پود ۶
به پیشِ خَلْق نِشَسته هزار نَقْش شود
وَلیک در نَظَرِ تو نه کَم شود نه فُزود ۷
به پیشِ چَشمِ مُحمَّد بهشت و دوزخْ عین
به پیشِ چَشمِ دِگَر کَس مُسَتَّر و مَغْمود ۸
مُذَلَّل است قُطوفِ بهشت بر احمد
که کرد دستْ دراز و ازان بِخواست رُبود ۹
که تا دَهَد به صَحابه وَلیک آن بِگُداخت
شُد آب در کَفَش ایرا نبود وَقتِ نِمود ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۴۰ - ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود
گوهر بعدی:غزل ۹۴۲ - اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.