خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از گفتگوی خود با دوش (شب) میگوید که به مردم دوراندیش هشدار میدهد که از خود چیزی جز هیچ نمییابند. همچنین اشاره میکند که نمیتوان این پرده (پردهی حقیقت یا راز هستی) را کنار زد و اگر هم چنین شود، تنها خود و خویشتن باقی میماند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۹ - دوش آمد و گفت: مردمِ دوراندیش
دوش آمد و گفت: مردمِ دوراندیش
از خویش به جز هیچ نیابد کم و بیش ۱
می بر نتوان گرفت این پرده ز پیش
گر برگیرم ز خویش من مانم و خویش ۲
از خویش به جز هیچ نیابد کم و بیش ۱
می بر نتوان گرفت این پرده ز پیش
گر برگیرم ز خویش من مانم و خویش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - دی میشد و دل رها نمیکرد به کس
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - دی گفت: کجا شدی،چنین میباید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.