خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شخصی از بیقراری و بیکاری خود در شب و روز شکایت میکند و اشاره میکند که هرگز درِ خود را به روی دیگری نمیگشاید، اما در عین حال تأکید میکند که تنها کار شب و روز او حلقه زدن (احتمالاً به معنای تکرار و بیهدفی) است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غمانگیز و تکرار ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۸ - دوش آمد و گفت: بی قراری شب و روز
دوش آمد و گفت: بی قراری شب و روز
بیکار نشسته در چکاری شب و روز ۱
هرگز نگشایم درِ تو لیک بدانک
جز حلقه زدن کارنداری شب و روز ۲
بیکار نشسته در چکاری شب و روز ۱
هرگز نگشایم درِ تو لیک بدانک
جز حلقه زدن کارنداری شب و روز ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - دوش آمد و صبر از دلِ درویشم رفت
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - دوش آمد و گفت: اگر وفا خواهی کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.