خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

در این متن، گوینده خطاب به شب و روز می‌گوید که هرگز همدم او نخواهند شد، چرا که او مانند خورشید است و آنها سایه‌هایی بر روی خاک هستند و تا زمانی که محو نشوند، نمی‌توانند محرم او باشند.

متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای درک عمیق‌تر، به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز داشته باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده مانند 'خورشید' و 'سایه' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

شماره ۸ - دوش آمد و گفت: ای شب و روزت غمِ من

دوش آمد و گفت: ای شب و روزت غمِ من
هرگز نشوی تا تو توئی همدمِ من ۱

من خورشیدم تو سایهای بر سرِخاک
تا محو نگردی نشوی محرَمِ من ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۴۲۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷ - دوش آمد و گفت: خانهٔ ما آخر
گوهر بعدی:شماره ۹ - دوش آمد و گفت: گردِ تو حلقه کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.