خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، گوینده از ملاقات با شخصی (احتمالاً عاشق یا مرشد معنوی) سخن میگوید که از او میخواهد در درونش حاضر باشد و با رنج و خاکساری همراه شود. پس از تحمل ضربات روحی و رسیدن به حالت «هیچ»، دعوت به یگانگی میشود.
مفاهیم انتزاعی عرفانی و نیاز به درک ظرافتهای معنایی شعر، برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب است. همچنین اشاره به مضامین شدید عاطفی مانند «غرق خون» نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۶ - دوش آمد و گفت: «در درون ما را باش
دوش آمد و گفت: «در درون ما را باش
در خاک نشین و غرقِ خون ما را باش» ۱
بر من میزد تاکه ز من هیچ نماند
چون هیچ شدم گفت: «کنون ما را باش!» ۲
در خاک نشین و غرقِ خون ما را باش» ۱
بر من میزد تاکه ز من هیچ نماند
چون هیچ شدم گفت: «کنون ما را باش!» ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵ - دوش آمد و گفت: چند تنها باشی
گوهر بعدی:شماره ۷ - دوش آمد و گفت: خانهٔ ما آخر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.