خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از نداشتن دل و مشکلات پیش رو گله می‌کند و افسوس می‌خورد که عمرش را بیهوده صرف آرزوی محال کرده است. او آرزو می‌کند که اگر به وصال معشوق می‌رسید، این همه رنج نمی‌کشید.

متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد یا تأثیر منفی داشته باشد.

مشاهده کامل

شماره ۶۱ - من بی دلم و اگر مرا دل بودی

من بی دلم و اگر مرا دل بودی
کی در پیشم این همه مشکل بودی ۱

کردم به محال عمر ضایع، وی کاش
از وصل تو جز محال حاصل بودی! ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۳۹۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۰ - گاهی ببریدی و گهی پیوستی
گوهر بعدی:شماره ۶۲ - تا پاک نگردد دل این نفس پرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.