خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از تجربه‌های عاشقانه و معنوی خود سخن می‌گوید. او از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد می‌کند که زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار داده است. شاعر از حالات مختلفی مانند مستی، عبادت و جستجوی معنا صحبت می‌کند و از تأثیرات عمیق عشق بر روح و جان خود می‌گوید.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۹۰۲ - ز سر بگیرم عیشی چو پا به گنج فروشد

زِ سَر بگیرم عیشی چو پا به گنج فُروشُد
زِ رویِ پُشت و پناهی که پُشت‌ها همه رو شُد ۱

دِگَر نه شینم هرگز برایِ دل که بَرآیَد
کُجا بَرآیَد آن دلْ که کویِ عشق فُروشُد ۲

مُوَکِّلانِ چو آتشْ زِ عشقْ سویِ من آیند
به سویِ عشق گُریزم که جُمله فِتْنه ازو شُد ۳

که در سَرَم زِ شَرابَش نه چَشم مانْد نه خوابش
به دستِ ساقیِ نابَش مَگَر سَرَم چو کَدو شُد ۴

به خوانِ عشق نِشَستم چَشیدم از نَمَکِ او
چو لُقمه کردم خود را مرا چو عشق گِلو شُد ۵

سَبو به دست دَویدم به جویبارِ مَعانی
که آب گشت سَبویَم چو آبِ جان به سَبو شُد ۶

نمازِ شام بِرَفتم به سویِ طُرفه رومی
چو دید بر دَرِ خویشَم زِ بامْ زود فُرو شُد ۷

سَر از دَریچه برون کرد چو شُعله‌هایِ مُنَوَّر
که بام و خانه و بنده به جُملگی همه او شُد ۸

نَهیم دست دهان بر که نازک است مَعانی
زِ شَمسِ مَفْخَرِ تبریز سوخت جان و هَمو شُد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۰۱ - اگر دمی بنوازد مرا نگار چه باشد؟
گوهر بعدی:غزل ۹۰۳ - اگر مرا تو نخواهی دلم تو را نگذارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.