خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از نداشتن دل و چشم بینا برای دیدن راه شکایت میکند و خود را درمانده در دنیا و دین میداند. او راهی به سوی معشوق یا دیگران نمیبیند و احساس میکند که مانند سیلی بر آتش است و نمیداند چه کند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان درماندگی و اندوه در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۳ - نه دل دارم نه چشم ره بین چکنم
نه دل دارم نه چشم ره بین چکنم
درمانده نه دنیی و نه دین چکنم ۱
نه سوی تو راهست و نه سوی دگران
سیلی است بر آتش من مسکین چکنم ۲
درمانده نه دنیی و نه دین چکنم ۱
نه سوی تو راهست و نه سوی دگران
سیلی است بر آتش من مسکین چکنم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - جز تشنگی تو هوسم مینکند
گوهر بعدی:شماره ۴ - امروز منم وصل به هجران داده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.