خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از خط شبرنگگونهای سخن میگوید که مانند افسونی رامکننده بود، اما بهسرعت به سوی او تاخت، گویی تشنهٔ خونش بود. سپس شبرنگ خط به روی او آمد و مانند اشک گلگونش به نظر رسید.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههایی مانند 'تشنهٔ خون' و 'اشک گلگون' ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر داشته باشد.
شماره ۳۸ - شبرنگ خطت که رام افسونم بود
شبرنگ خطت که رام افسونم بود
میتاخت به تک که تشنهٔ خونم بود ۱
بر روی آمد، تو گویی از گرم روی
شبرنگ خط تو، اشک گلگونم بود ۲
میتاخت به تک که تشنهٔ خونم بود ۱
بر روی آمد، تو گویی از گرم روی
شبرنگ خط تو، اشک گلگونم بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - از گریهٔ خود بسی نکویی دارم
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - از رشک تو، کاغذین کنم پیراهن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.