خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این ابیات بیان میکند که اگر از جان سخن بگوید، جای خرابش باقی نمیماند و اگر از دل بگوید، رای صوابش پابرجا نیست. همچنین، از چشمان پراشک خود میگوید که بهحدی گریسته که دیگر آبی در آنها باقی نمانده است.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آنها ممکن است برای کودکان دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸ - گر جان گویم جای خرابش بنماند
گر جان گویم جای خرابش بنماند
ور دل گویم رای صوابش بنماند ۱
وز دیدهٔ سیل بار خود چتوان گفت
کز بس که گریست هیچ آبش بنماند ۲
ور دل گویم رای صوابش بنماند ۱
وز دیدهٔ سیل بار خود چتوان گفت
کز بس که گریست هیچ آبش بنماند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - گر دل بشناختی که من کیستمی
گوهر بعدی:شماره ۹ - هر شب چو غمی ز چشم من خون ریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.