خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و اندوه ناشی از مرگ عزیزی میگوید و بیان میکند که چگونه هر لحظه به شکلی متفاوت سوگوار است. او آرزو میکند که ای کاش قبل از مرگ عزیزش، خودش از دنیا رفته بود تا این درد را تجربه نکند.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز مرتبط با مرگ و فقدان است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامناسب باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۱ - از مرگِ تو هر دمی دگرگون باشم
از مرگِ تو هر دمی دگرگون باشم
گَه بر سرِ خاک و گاه در خون باشم ۱
روزیت ندیدمی بجان آمدمی
چندین گاهت ندیدهام چون باشم ۲
گَه بر سرِ خاک و گاه در خون باشم ۱
روزیت ندیدمی بجان آمدمی
چندین گاهت ندیدهام چون باشم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - برخیز که ابر خاک را میشوید
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - گل بیرخ گلرنگ تو خاریست مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.