خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ترس از آینده و سرنوشت نامعلوم خود میگوید و نگران است که پس از مرگ به کجا افکنده خواهد شد. او این ترس را با تشبیه خود به گویی بیسر و پا بیان میکند که نشاندهنده احساس درماندگی و بیپناهی اوست.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی درباره مرگ و سرنوشت است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، بیان احساسات شدید مانند ترس و درماندگی ممکن است برای گروههای سنی پایین سنگین باشد.
شماره ۱۳ - زان میترسم که در بلام اندازند
زان میترسم که در بلام اندازند
همچون گویی بی سر و پام اندازند ۱
روزی صد ره بمیرم از هیبت آنک
تا بعد از مرگ در کجام اندازند ۲
همچون گویی بی سر و پام اندازند ۱
روزی صد ره بمیرم از هیبت آنک
تا بعد از مرگ در کجام اندازند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲ - گاهی ز غم نفس وخرد میگریم
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - تن کیست که سرنگون همی باید کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.