خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به توصیف زیبایی و قدرت چشمهای معشوق میپردازد. شاعر از حلاوت، مستی و جذابیت چشمهای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که خداوند به این چشمها قدرت و زیبایی بینظیری بخشیده است. همچنین، شاعر از تأثیر شگفتانگیز این چشمها بر دیگران و حیرت آنها سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۸۶۷ - چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
چَندان حَلاوت و مَزه و مَستی و گُشاد
در چَشمهایِ مَستِ تو نَقّاشْ چون نَهاد؟ ۱
چَشمَت بیافرید به هر دَم هزار چَشم
زیرا خدا زِ قُدرتِ خودْ قُدرَتَش بِداد ۲
وان جُمله چَشمها شُده حیرانِ چَشمِ تو
که صد هزار رَحْمَت بَر چَشمهات باد ۳
بر تَختِ سلطنت بِنِشستهست چَشمِ تو
هر جان که دید چَشمِ تو را گفت دادْ داد ۴
گفتم که چَشمِ چَرخ چُنین چَشم هیچ دید؟
سوگند خورْد و گفت مرا نیست هیچ یاد ۵
در چَشمهایِ مَستِ تو نَقّاشْ چون نَهاد؟ ۱
چَشمَت بیافرید به هر دَم هزار چَشم
زیرا خدا زِ قُدرتِ خودْ قُدرَتَش بِداد ۲
وان جُمله چَشمها شُده حیرانِ چَشمِ تو
که صد هزار رَحْمَت بَر چَشمهات باد ۳
بر تَختِ سلطنت بِنِشستهست چَشمِ تو
هر جان که دید چَشمِ تو را گفت دادْ داد ۴
گفتم که چَشمِ چَرخ چُنین چَشم هیچ دید؟
سوگند خورْد و گفت مرا نیست هیچ یاد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۶۶ - چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
گوهر بعدی:غزل ۸۶۸ - بحرم به خود کشید و مرا آشنا ببرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.