خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به موضوعاتی مانند عشق الهی، رستاخیز، و ارتباط انسان با خدا میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند عید، دلدار، جان، فرشتهها، و آسمان استفاده کرده تا احساسات عمیق معنوی و عرفانی خود را بیان کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم معنوی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۵۵ - عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد
عید آمد و خوش آمد دِلْدارِ دِلْکَش آمد
هر مُردهیی زِ گوری بَرجَست و پیشَش آمد ۱
دل را زبان بِبایَد تا جانْ به چَنگَش آرَد
جانْ پاکَشان بیاید کانْ یارِ سَرکَش آمد ۲
جانْ غَرقِ شَهْد و شِکَّر از مَنْبَعِ نَباتَش
مَهْ در میانِ خَرمَنْ زان تُرکِ مَهْ وَش آمد ۳
خاکْ از فُروغِ نَفْخَه ش قِبلهیْ فرشته آمد
کاب از جِوارِ آتش هم طَبْعِ آتش آمد ۴
جان و دلِ فرشته جُفتِ هَوایِ حَق شُد
گَردونْ فرشتگان را زان روی مَفْرَش آمد ۵
نَر باش و صیقلی کُن دل را و نَقْش بَرخوان
بینَقْش و بیجِهات اینْ شش سو مُنَقَّش آمد ۶
آن لَعْل را در آخِر در جَیبِ خویش یابی
بر جَیبِ پاکْ جَیبان نورَش مُرَ شَّش آمد ۷
زَ افْیونِ شَربَتِ او سَرمَست خُفت بِدعَت
زُاسْتونِ رَحْمَتِ او دولتْ مُنَعَّش آمد ۸
ای هوشْمند گوشی کو را کَشید دستش
وِیْ روسِپید رویی کَزْ وِیْ مُخَمَّش آمد ۹
خاموش پنج نوبَتْ مِشْنو زِ آسْمانی
کان آسْمان بُرونِ این پنج و این شش آمد ۱۰
هر مُردهیی زِ گوری بَرجَست و پیشَش آمد ۱
دل را زبان بِبایَد تا جانْ به چَنگَش آرَد
جانْ پاکَشان بیاید کانْ یارِ سَرکَش آمد ۲
جانْ غَرقِ شَهْد و شِکَّر از مَنْبَعِ نَباتَش
مَهْ در میانِ خَرمَنْ زان تُرکِ مَهْ وَش آمد ۳
خاکْ از فُروغِ نَفْخَه ش قِبلهیْ فرشته آمد
کاب از جِوارِ آتش هم طَبْعِ آتش آمد ۴
جان و دلِ فرشته جُفتِ هَوایِ حَق شُد
گَردونْ فرشتگان را زان روی مَفْرَش آمد ۵
نَر باش و صیقلی کُن دل را و نَقْش بَرخوان
بینَقْش و بیجِهات اینْ شش سو مُنَقَّش آمد ۶
آن لَعْل را در آخِر در جَیبِ خویش یابی
بر جَیبِ پاکْ جَیبان نورَش مُرَ شَّش آمد ۷
زَ افْیونِ شَربَتِ او سَرمَست خُفت بِدعَت
زُاسْتونِ رَحْمَتِ او دولتْ مُنَعَّش آمد ۸
ای هوشْمند گوشی کو را کَشید دستش
وِیْ روسِپید رویی کَزْ وِیْ مُخَمَّش آمد ۹
خاموش پنج نوبَتْ مِشْنو زِ آسْمانی
کان آسْمان بُرونِ این پنج و این شش آمد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۵۴ - گفتم مکن چنینها ای جان چنین نباشد
گوهر بعدی:غزل ۸۵۶ - برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.