خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از زیبایی و جمال معشوق و تأثیر آن بر روح و روان خود سخن میگوید. او از غم و شادی، وجود و عدم، و ارتباط عمیق خود با معشوق الهی صحبت میکند. شاعر از غم به عنوان نیرویی یاد میکند که با حضور معشوق به شادی تبدیل میشود و از عشق به عنوان منبع وجود و حیات یاد میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم فلسفی مانند وجود و عدم ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۵۱ - ای آن که پیش حسنت حوری قدم در آید
ای آن کِه پیشِ حُسْنَت حوری قَدَم دَر آیَد
در خانه خیالَت شاید که غَم دَرآیَد؟ ۱
ای آن کِه هر وجودی ز آغاز از تو خیزَد
شاید که با وجودَت در ما عَدَم دَرآیَد ۲
ای غَم تو جمع میشو کاینک سپاهِ شادی
تا کیْقُباد شادان با صد عَلَم دَرآیَد ۳
ای دلْ مَباش غمگین کاینَک زِ شاهِ شیرین
آن چَنگِ پُرنَوایِ خالی شِکَم دَرآیَد ۴
آن ساقیِ الهی آید زِ بَزمِ شاهی
وانْ مُطربِ مَعانی اکنون به دَم دَرآیَد ۵
ای غم چه خیره رویی آخِر مرا نگویی
اَنْدَر دَرَم دَراُفتی چون او دَرَم دَرآیَد؟ ۶
آخِر شَوَم مُسَلَّم از آتشِ تو ای غم
زان کَس که جانْ فَزایی او را سَلَم دَرآیَد ۷
در خانه خیالَت شاید که غَم دَرآیَد؟ ۱
ای آن کِه هر وجودی ز آغاز از تو خیزَد
شاید که با وجودَت در ما عَدَم دَرآیَد ۲
ای غَم تو جمع میشو کاینک سپاهِ شادی
تا کیْقُباد شادان با صد عَلَم دَرآیَد ۳
ای دلْ مَباش غمگین کاینَک زِ شاهِ شیرین
آن چَنگِ پُرنَوایِ خالی شِکَم دَرآیَد ۴
آن ساقیِ الهی آید زِ بَزمِ شاهی
وانْ مُطربِ مَعانی اکنون به دَم دَرآیَد ۵
ای غم چه خیره رویی آخِر مرا نگویی
اَنْدَر دَرَم دَراُفتی چون او دَرَم دَرآیَد؟ ۶
آخِر شَوَم مُسَلَّم از آتشِ تو ای غم
زان کَس که جانْ فَزایی او را سَلَم دَرآیَد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۵۰ - یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدند
گوهر بعدی:غزل ۸۵۲ - جز لطف و جز حلاوت خود از شکر چه آید؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.