خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات بیان میکند که نه میتوان شیوه و روش معشوق را فهمید و نه وعدههای آیندهاش را. بنابراین، باید بدون سر و پا (بیهدف و سرگردان) باقی ماند، زیرا راهی برای درک مقصود معشوق وجود ندارد.
محتوا دارای مفاهیم عاشقانه و فلسفی است که برای درک عمیقتر، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۷ - هم شیوهٔ سودای تو نتوان دانست
هم شیوهٔ سودای تو نتوان دانست
هم وعدهٔ فردای تو نتوان دانست ۱
میباید بود تا ابد بی سر و پا
چون ره به سر و پای تو نتوان دانست ۲
هم وعدهٔ فردای تو نتوان دانست ۱
میباید بود تا ابد بی سر و پا
چون ره به سر و پای تو نتوان دانست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - بیچاره دلم که راحت جان میجست
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - پای از تو فرو شد به گِلم میدانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.