خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که انسان در این جهان از یقین بیبهره است و نمیداند کیست و به کجا میرود. او توصیه میکند که خردمندان بر این حال انسانها گریه کنند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است.
شماره ۱۱ - از آرزوی یقین چو مینتوان زیست
از آرزوی یقین چو مینتوان زیست
بر خلق بباید ای خردمند! گریست ۱
کاینجا که بود هیچ نمیداند کیست
وانجا که رود حال نمیداند چیست ۲
بر خلق بباید ای خردمند! گریست ۱
کاینجا که بود هیچ نمیداند کیست
وانجا که رود حال نمیداند چیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - مائیم در اوفتاده چون مرغ به دام
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - ای دل هر دم غم دگرگون میخور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.