خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از عشق عمیق و فداکاریهای خود سخن میگوید. او مانند شمع سوزان و گداخته شده و در نهایت، به دلیل نیافتن درمانی برای درد عشق، خود را به هیچچیز تبدیل کرده است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۴۵ - در عشق تو رازی و نیاز آوردیم
در عشق تو رازی و نیاز آوردیم
چون شمع بسی سوز و گداز آوردیم ۱
چون درد ترا نیافتم درمانی
کُلّی خود را به هیچ باز آوردیم ۲
چون شمع بسی سوز و گداز آوردیم ۱
چون درد ترا نیافتم درمانی
کُلّی خود را به هیچ باز آوردیم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - در عشق تو سودا و جنون بنهادیم
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - در عشق تو زاری وندم آوردیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.