خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از تحول درونی خود سخن می‌گوید که مانند تبدیل سنگ به لعل است. او قطره‌های باران را در شراب می‌بیند و دلش چنان برمی‌خیزد که دیگر آرام نمی‌گیرد، زیرا جان خود را بسیار فرو نشانده است.

متن دارای مفاهیم عرفانی و پیچیده‌ای است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۰ - چون سنگ وجود لعل شد کانم را

چون سنگ وجود لعل شد کانم را
در میبینم قطرهٔ بارانم را ۱

برخاست دلم چنان که ننشیند باز
از بس که فرو نشاندم جانم را ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۴۲۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹ - من بیخبر از جان و تنم، اینت عجب!
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - چون وصل، غمم بر غمِ هجران بفزود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.