خلاصه و ردهبندی سنی
18+
در این متن، شاعر به روزی اشاره میکند که با وجود زنده بودن، بهگونهای معنوی مردهاند. آنها از هزاران عالم طلب کردهاند و راهی را پیمودهاند که بسیاری از هشیاران در آن سوختهاند، اما خودشان در مستی و بیخودی غرق شدهاند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'مستی' و 'بیخودی' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴ - زان روز که ما به زندگانی مُردیم
زان روز که ما به زندگانی مُردیم
گوی طلب از هزار عالم بُردیم ۱
راهی که در او هزار هشیار بسوخت
در مستی خویش و بیخودی بسپُردیم ۲
گوی طلب از هزار عالم بُردیم ۱
راهی که در او هزار هشیار بسوخت
در مستی خویش و بیخودی بسپُردیم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - بستیم میان و خون دل بگشادیم
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - روزی که به دریای فنا در تازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.