خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از رها کردن خود از محدودیت‌های وجودی و ورود به وادی بی‌نهایت سخن می‌گوید و از دوست می‌خواهد که او را سرزنش نکند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۳ - بستیم میان و خون دل بگشادیم

بستیم میان و خون دل بگشادیم
پندار وجود خود ز سر بنهادیم ۱

ما را چه کنی ملامت، ای دوست که ما
در وادی بینهایتی افتادیم ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۴۳۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲ - از بس که دلم در بُنِ این قلزم گشت
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - زان روز که ما به زندگانی مُردیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.