خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق عمیق و پایدار خود به معشوق سخن می‌گوید. او از جدایی ناپذیری عشق خود از وجودش و از تأثیرات عمیق این عشق بر روح و جانش صحبت می‌کند. شاعر همچنین از مفاهیمی مانند فداکاری، عشق بی‌پایان و وابستگی روحی به معشوق استفاده می‌کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و عشق بی‌پایان نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند تا به درستی درک شوند.

مشاهده کامل

غزل ۷۷۸ - از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود

از دِلَم صورتِ آن خوبِ خُتَن می‌نَرَوَد
چاشْنیِّ شِکَرِ او زِ دَهَن می‌نَرَوَد ۱

بِاللَّهْ اَرْ شور کُنم هر نَفَسی عیب مَکُن
گَر بِرَفت از دلِ تو از دلِ من می‌نَرَوَد ۲

بوالْحَسَن گفت حَسَن را که ازین خانه بُرو
بوالْحَسَن نیز دَرافتاد و حَسَن می‌نَرَوَد ۳

جانِ پروانهٔ مِسکینْ زِ پِیِ شُعلهٔ شمع
تا نَسوزد پَر و بالَش زِ لَگَن می‌نَرَوَد ۴

همه مُرغانِ چَمَن هر طَرَفی می‌پَرَّند
بُلبُل از واسطهٔ گُلْ زِ چَمَن می‌نَرَوَد ۵

مُرغِ جانْ هر نَفَسی بال گُشایَد که پَرَد
وَزْ امیدِ نَظَرِ دوست زِ تَن می‌نَرَوَد ۶

زن زِ شوهر بِبُرَد چون به تو آسیب زَنَد
مَرد چون رویِ تو بیند سویِ زن می‌نَرَوَد ۷

جانِ مَنْصور چو در عشقِ تواَش دار زدند
در رَسَن کرد سَرِ خود زِ رَسَن می‌نَرَوَد ۸

جانْ اَدیم و تو سُهیلیّ و هوایِ تو یَمَن
از پِیِ تَربیتِ تو زِ یَمَن می‌نَرَوَد ۹

چون خیالِ شِکَنِ زُلفِ تو در دل دارم
این شِکَسته دِلَم از عشقِ شِکَن می‌نَرَوَد ۱۰

گَر سَبو بِشْکَند آن آبِ سَبو کِی شِکَنَد؟
جانِ عاشق به سویِ گور و کَفَن می‌نَرَوَد ۱۱

حیله‌ها دانَم و تَلْبیسَک و کَژْبازی­ها
جانْ زِ شَرمِ تو به تَلْبیس و به فَن می‌نَرَوَد ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۷۷ - ای خدایی که چو حاجات به تو بر گیرند
گوهر بعدی:غزل ۷۷۹ - همه خفتند و من دل شده را خواب نبرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.