در این متن، مجنونی مورد سرزنش قرار میگیرد که نمازش را بهدرستی انجام نمیدهد. به او گفته میشود که حتی اگر کسی ده سال نماز بخواند اما با بیهودگی و ریا باشد، ارزشی ندارد و کسی آن را نمیخرد. مجنون پاسخ میدهد که چنین نمازی حتی به اندازه یک نان هم ارزش ندارد و اگر مردم آن را میخریدند، نیازی به منادی (اعلامکننده) نبود. در پایان تأکید میشود که نماز بدون خلوص و حقیقت، در واقع «نانمازی» است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم مجازی مانند «نانمازی» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
(۹) گفتار آن مجنون در نمازی که یک نان نیرزد
بدو گفتند فردای قیامت ۱
کسی باشد که ده ساله نماز او
منادی میکند شیب و فراز او ۲
بیک گرده ازو نخرد کسی آن
بگوید بر سر مجمع بسی آن ۳
جوابش داد مجنون کان نیرزد
نمازش آن همه یک نان نیرزد ۴
که گر بخریدی آن را خلق وادی
نبودی حاجت چندان منادی ۵
اگر صد کار باشد در مجازت
نیاید یاد ازان جز در نمازت ۶
نمازت چون چنین باشد مجازی
بوَد اندر حقیقت نانمازی ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.