خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از نالههای سرنا به عنوان نمادی از درد عشق و جدایی یاد میکند. او از نالههای عاشقانه و رنجهای روحی خود سخن میگوید و از سرنا میخواهد که حال عاشقان را بازگو کند. شاعر به زیبایی و تأثیر موسیقی و نالهها در بیان احساسات عمیق اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۷۱ - دلم را نالهٔ سرنای باید
دِلَم را نالهٔ سُرنایْ باید
که از سُرنایْ بویِ یار آید ۱
به جان خواهم نَوایِ عاشقانه
کَزان ناله جَمالِ جانْ نِماید ۲
هَمینالم که از غَم باردارم
عَجَب این جانِ نالانْ تا چه زاید ۳
بگو ای نایْ حالِ عاشقان را
که آوازِ تو جانْ میآزماید ۴
ببین ای جانِ من کَزْ بانگِ طاسی
مَهِ بِگْرفته چون وا میگُشاید ۵
بِخوان بر سینهٔ دلْ این عَزیمَت
که تا فریاد از پَریان بَرآیَد ۶
چو ناله مونسِ رَنْجور گردد
گَرَش گویی خَمُش کُن هم نَشایَد ۷
که از سُرنایْ بویِ یار آید ۱
به جان خواهم نَوایِ عاشقانه
کَزان ناله جَمالِ جانْ نِماید ۲
هَمینالم که از غَم باردارم
عَجَب این جانِ نالانْ تا چه زاید ۳
بگو ای نایْ حالِ عاشقان را
که آوازِ تو جانْ میآزماید ۴
ببین ای جانِ من کَزْ بانگِ طاسی
مَهِ بِگْرفته چون وا میگُشاید ۵
بِخوان بر سینهٔ دلْ این عَزیمَت
که تا فریاد از پَریان بَرآیَد ۶
چو ناله مونسِ رَنْجور گردد
گَرَش گویی خَمُش کُن هم نَشایَد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۰ - پریر آن چهرهٔ یارم چه خوش بود
گوهر بعدی:غزل ۶۷۲ - بگویم خفیه تا خواجه نرنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.