خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به یادآوری خاطرات شیرین گذشته و لحظات خوشی که با یار خود داشته است، میپردازد. او از عشق، عتاب و ناز معشوق، و لحظات شاد در باغ و گلزار یاد میکند و با وجود مستی عشق، هشیاری رخ معشوق را ستایش میکند.
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۶۷۰ - پریر آن چهرهٔ یارم چه خوش بود
پَریر آن چهرهٔ یارم چه خوش بود
عِتاب و نازِ دِلْدارم چه خوش بود ۱
به یادم نیست هیچ آن ماجَراها
وَلیکِن زین خَبَر دارم چه خوش بود ۲
در آن بَزم و در آن جمع و در آن عیش
میانِ باغ و گُلْزارم چه خوش بود ۳
اگر چه مَستِ جامِ عشق بودم
رُخِ معشوقِ هُشیارم چه خوش بود ۴
عِتاب و نازِ دِلْدارم چه خوش بود ۱
به یادم نیست هیچ آن ماجَراها
وَلیکِن زین خَبَر دارم چه خوش بود ۲
در آن بَزم و در آن جمع و در آن عیش
میانِ باغ و گُلْزارم چه خوش بود ۳
اگر چه مَستِ جامِ عشق بودم
رُخِ معشوقِ هُشیارم چه خوش بود ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۹ - چو شب شد جملگان در خواب رفتند
گوهر بعدی:غزل ۶۷۱ - دلم را نالهٔ سرنای باید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.