این متن شعری است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او از ویژگیهای ظاهری معشوق مانند زنخدان، زلف و ابرو تعریف میکند و تأثیرات عاطفی و احساسی که این زیباییها بر او میگذارد را بیان میکند. شاعر همچنین از عشق و دلبستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید و از تأثیرات روحی و روانی این عشق بر خود میگوید.
این متن شامل مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۶۵۴ - هر نکته که از زهر اجل تلختر آید
آن را چو بگوید لَبِ تو چون شِکَر آید ۱
در چاهِ زَنَخْدانِ تو هر جانْ که وَطَن ساخت
زود از رَسَنِ زُلْفِ تو بر چَرخْ بَر آید ۲
هین توشه دِهْ از خوشهٔ ابرویِ ظَریفَت
زان پیش که جان را زِ تو وَقتِ سَفَر آید ۳
از دعوت و آوازِ خوشَت بویِ دل آید
لَبَّیک زَنَم نَفْخهٔ خونِ جِگَر آید ۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.