این متن شعری است که تغییرات و تحولات در ظاهر و شرایط را توصیف میکند، اما تأکید میکند که ماهیت اصلی چیزها و افراد تغییر نکرده است. شاعر از تغییرات ظاهری مانند تغییر لباس یا شرایط زندگی صحبت میکند، اما تأکید میکند که جوهر و ذات همان است. همچنین، شاعر به ظهور شخصیتهای جدید یا تغییر یافته اشاره میکند و از خواننده میخواهد که به این تحولات توجه کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۶۵۰ - آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
اِمْسال دَرین خِرقهٔ زَنگار بَرآمَد ۱
آن تُرک که آن سال به یَغْماش بِدیدی
آن است که اِمْسال عَرَب وار بَرآمَد ۲
آن یارْ همان است اگر جامه دِگَر شُد
آن جامه بَدَل کرد و دِگَربار بَرآمَد ۳
آن بادهْ همان است اگر شیشه بَدَل شُد
بِنْگَر که چه خوش بر سَرِ خَمّار بَرآمَد ۴
شبْ رفت حَریفانِ صَبوحی بِکُجایید؟
کان مَشْعَله از روزَنِ اَسْرار بَرآمَد ۵
رومی پنهان گشت چو دورانِ حَبَش دید
امروزْ دَرین لشکرِ جَرّار بَرآمَد ۶
شَمسُ الْحَقِ تبریز رَسیدهست بگویید
کَزْ چَرخِ صَفا آن مَهِ اَنْوار بَرآمَد ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.