خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و تأثیر آن بر دل و جان عاشقان را توصیف میکند. او از زیبایی معشوق به عنوان منبع حیات و شادی یاد میکند و از پیروزی عشق بر هجران و جدایی سخن میگوید. در پایان، شاعر به نور و روشنایی اشاره میکند که از معشوق به او رسیده است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۶۴۱ - در حلقهٔ عشاق به ناگه خبر افتاد
در حَلْقهٔ عُشّاق به ناگَهْ خَبَر افتاد
کَزْ بَختْ یکی ماه رُخی خوب دَرافتاد ۱
چَشم و دلِ عشّاق چُنان پُر شُد از آن حُسْن
تا قِصّهٔ خوبان که بِنامَند بَرافتاد ۲
بَس چَشمهٔ حیوان که از آن حُسن بِجوشید
بَس باده کَزان نادره در چَشم و سَر افتاد ۳
مَهْ با سِپَر و تیغْ شَبی حَملهٔ او دید
بِفْکَند سِپَر را سَبُک و بر سِپَر افتاد ۴
ما بَندهٔ آن شب که به لشکرگَهِ وَصلَش
در غارَتِ شِکَّر همه ما را حَشَر افتاد ۵
خونی بَکِ هِجْران به هَزیمَت عَلَم انداخت
بر لشکرِ هِجْرانْ دلِ ما را ظَفَر افتاد ۶
گفتند زِ شَمسُ الْحَقِ تبریز چه دیدیْت؟
گفتیم که زان نورْ به ما این نَظَر افتاد ۷
کَزْ بَختْ یکی ماه رُخی خوب دَرافتاد ۱
چَشم و دلِ عشّاق چُنان پُر شُد از آن حُسْن
تا قِصّهٔ خوبان که بِنامَند بَرافتاد ۲
بَس چَشمهٔ حیوان که از آن حُسن بِجوشید
بَس باده کَزان نادره در چَشم و سَر افتاد ۳
مَهْ با سِپَر و تیغْ شَبی حَملهٔ او دید
بِفْکَند سِپَر را سَبُک و بر سِپَر افتاد ۴
ما بَندهٔ آن شب که به لشکرگَهِ وَصلَش
در غارَتِ شِکَّر همه ما را حَشَر افتاد ۵
خونی بَکِ هِجْران به هَزیمَت عَلَم انداخت
بر لشکرِ هِجْرانْ دلِ ما را ظَفَر افتاد ۶
گفتند زِ شَمسُ الْحَقِ تبریز چه دیدیْت؟
گفتیم که زان نورْ به ما این نَظَر افتاد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴۰ - تا باد سعادت ز محمد خبر افکند
گوهر بعدی:غزل ۶۴۲ - در خانه نشسته بت عیار که دارد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.