خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به زیبایی به توصیف لحظههای روحانی و عرفانی میپردازد. در آن، شاعر از نور، جان، دل و رقص عرفانی سخن میگوید و به مفاهیمی مانند سعادت، عشق الهی و تجلی نور الهی اشاره میکند. شاعر از زبان نمادین و استعاری برای بیان احساسات عمیق روحانی استفاده میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و نمادین است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از زبان استعاری و نمادین ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۱۹ - آن صبح سعادتها چون نورفشان آید
آن صُبحِ سعادتها چون نورفَشان آید
آنگاه خروسِ جان در بانگ و فَغان آید ۱
خورْ نورْ درخشانَد پس نور بَراَفْشانَد
تَنْ گَرد چو بِنْشانَد جانان بَرِ جان آید ۲
مِسکینْ دلِ آواره آن گُم شُده یک باره
چون بِشْنَود این چاره خوش رَقص کُنان آید ۳
جانِ به قِدَم رفته در کَتْمِ عَدَم رفته
با قَدِّ به خَم رفته در حینْ به میان آید ۴
دلْ مَریمِ آبِسْتن یک شیوه کُند با من
عیسیِّ دو روزهیْ تَن درگفتِ زبان آید ۵
دلْ نورِ جهان باشد جانْ در لَمَعان باشد
این رَقص کُنان باشد آن دستْ زَنان آید ۶
شَمسُ الْحَقِ تبریزی هر جا که کُنی مَقْدَم
آن جا و مکان در دَم بیجان و مکان آید ۷
آنگاه خروسِ جان در بانگ و فَغان آید ۱
خورْ نورْ درخشانَد پس نور بَراَفْشانَد
تَنْ گَرد چو بِنْشانَد جانان بَرِ جان آید ۲
مِسکینْ دلِ آواره آن گُم شُده یک باره
چون بِشْنَود این چاره خوش رَقص کُنان آید ۳
جانِ به قِدَم رفته در کَتْمِ عَدَم رفته
با قَدِّ به خَم رفته در حینْ به میان آید ۴
دلْ مَریمِ آبِسْتن یک شیوه کُند با من
عیسیِّ دو روزهیْ تَن درگفتِ زبان آید ۵
دلْ نورِ جهان باشد جانْ در لَمَعان باشد
این رَقص کُنان باشد آن دستْ زَنان آید ۶
شَمسُ الْحَقِ تبریزی هر جا که کُنی مَقْدَم
آن جا و مکان در دَم بیجان و مکان آید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۸ - چون جغد بود اصلش کی صورت باز آید؟
گوهر بعدی:غزل ۶۲۰ - از سرو مرا بوی بالای تو میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.