خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از لطف و رحمت الهی، قدرت و حمایت خداوند، و همچنین از عشق و وابستگی خود به خدا سخن می‌گوید. شاعر خود را همچون ماهی در دریای لطف خدا می‌داند و از غیرت و رحمت الهی یاد می‌کند. همچنین، به داستان یوسف و یعقوب اشاره می‌کند و از رهایی از مشکلات با کمک خدا سخن می‌گوید.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۱۱ - همچو گل سرخ برو دست دست

هَمچو گُلِ سُرخ بُرو دستْ دست
همچو میی خَلْق زِ تو مَست مَست ۱

بازویِ تو قوسِ خدا یافت یافت
تیرِ تو از چرخْ بُرون جَست جَست ۲

غیرتِ تو گفت بَرو راه نیست
رَحْمَتِ تو گفت بیا هست هست ۳

لُطفِ تو دریاست و مَنَم ماهی‌اَش
غیرتِ تو ساخت مرا شَسْت شَسْت ۴

مَرهَمِ تو طالِبِ مَجروح‌هاست
نیست غم اَرْ شَستِ تواَم خَسْت خَسْت ۵

ای کِه تو نزدیک تَر از دَم به من
دَم نَزَنَم پیشِ تو جُز پَست پَست ۶

گر چه یکی یوسُف و صد گرگ بود
از دَمِ یعقوبِ کَرَم رَسْت رَسْت ۷

مَست هَمی‌گَرد دَرین شهرِ ما
دُزد و عَسَس را شَهِ ما بَست بَست ۸
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) قالب: غزل تعداد ابیات: ۸ ۱۰۷۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۰ - باز به بط گفت که صحرا خوش است
گوهر بعدی:غزل ۵۱۲ - صبر مرا آینه بیماری است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.