خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از لطفی که در گذشته به او شده و اکنون فراموش شده است، شکایت میکند. او از مستی و بیتوجهی معشوق نسبت به خودش ناراحت است.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'مستی' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۱۷۹۲ - لطفی که مرا شبانه اندوختهای
لطفی که مرا شبانه اندوختهای
امروز چو زلف خود پس انداختهای ۱
چشم توز می مست و من از چشم تو مست
زان مست بدین مست نپرداختهای ۲
امروز چو زلف خود پس انداختهای ۱
چشم توز می مست و من از چشم تو مست
زان مست بدین مست نپرداختهای ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۷۹۱ - گر با همهای چو بی منی بیهمهای
گوهر بعدی:رباعی ۱۷۹۳ - با من ترش است روی یار قدری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.