خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دل میخواهد که پس از دیدار یار، در غمش بمیرد و ناله نکشد. همچنین اشاره میکند که اگر خورشید (یار) بتابد، شمع (دل) باید بسوزد و این یک شرط است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
رباعی ۱۷۳۲ - ای دل چو وصال یار دیدی حالی
ای دل چو وصال یار دیدی حالی
در پای غمش بمیر تا کی نالی ۱
شرطست چو آفتاب رخ بنماید
گر شمع نمیرد بکشندش حالی ۲
در پای غمش بمیر تا کی نالی ۱
شرطست چو آفتاب رخ بنماید
گر شمع نمیرد بکشندش حالی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۷۳۱ - ای دل چو به صدق از تو نیاید کاری
گوهر بعدی:رباعی ۱۷۳۳ - ای دل چه حدیث ماجرا میجوئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.