خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن به بیان عشق و بندگی خود نسبت به معشوق میپردازد و خود را بندهٔ رحمت و بخشش او میداند. او با اشاره به آب حیات و خضر، بر جاودانگی و حیات بخشی عشق معشوق تأکید میکند و ترس از مرگ را در این رابطه بیمعنا میداند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند.
رباعی ۱۵۸۷ - من بندهٔ تو بندهٔ تو بندهٔ تو
من بندهٔ تو بندهٔ تو بندهٔ تو
من بندهٔ آن رحمت خندیدهٔ تو ۱
ای آب حیات کی ز مرگ اندیشد
آنکس که چو خضر گشت خود زندهٔ تو ۲
من بندهٔ آن رحمت خندیدهٔ تو ۱
ای آب حیات کی ز مرگ اندیشد
آنکس که چو خضر گشت خود زندهٔ تو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۵۸۶ - مستم ز دو لعل شکرت ای مهرو
گوهر بعدی:رباعی ۱۵۸۸ - نی هرکه کند رقص و جهد بالا او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.