خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که روزی با تمام وجود به عشق خود اعتراف کرده، اما اکنون احساس میکند همان شخص سابق نیستند. با این حال، میدانند که هرچه از دست دهند، به خاطر ماندن با معشوق است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، این نوع شعر معمولاً برای نوجوانان و بزرگسالان جذابیت دارد.
رباعی ۱۵۸۱ - گفتم روزی که من به جانم با تو
گفتم روزی که من به جانم با تو
دیگر نشدم بتا همانم با تو ۱
لیکن دانم که هرچه بازم ببری
زان میبازم که تا بمانم با تو ۲
دیگر نشدم بتا همانم با تو ۱
لیکن دانم که هرچه بازم ببری
زان میبازم که تا بمانم با تو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۵۸۰ - گر هیچ ترا میل سوی ماست بگو
گوهر بعدی:رباعی ۱۵۸۲ - گفتم که کجا بود مها خانهٔ تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.